درختی که من از آن بلندترم!

البته این نکته نباید باعث بشه که صبا دیگه بوف (غذا) نخوره! چون احتمالا این درخته هم یک روز با دیدن یه گلی یا یه چیز کوچولویی همین تصمیم رو گرفته که تا حالا همین قدی مونده!!
در این وبلاگ در مورد صبا و شیرینکاری هایش می نویسیم! مثل یک دفتر خاطرات مصور!

البته این نکته نباید باعث بشه که صبا دیگه بوف (غذا) نخوره! چون احتمالا این درخته هم یک روز با دیدن یه گلی یا یه چیز کوچولویی همین تصمیم رو گرفته که تا حالا همین قدی مونده!!
به مناسبت هماهنگی با طرح اخیر نیروی انتظامی در مورد حجاب صبا چادری می شود تا اعلام کنیم که این طرح کاملا فراگیر و جدی است! (البته بیخیال که این عکس مال ۵ ماهگی صباست و این طرح مال ۳ ماه اخیره و صبا الان یکسال و نیمش است!)

اما از شوخی که بگذریم امیدوارم که در آینده هم محجوب و متین باشی! انشاالله!
این عکس نشان می دهد که از چه سنی و با چه میزان احساس مسئولیتی باید به فکر آینده مملکت بود: حالا کشاورزی یا دامداری یا ... فرق نمی کنه! باید به فکر بود!

عکس من رو در عید ۸۵ ببینید:

حالا مال عید ۸۶ رو هم ببینید:

مال ۸۷ رو هم ببینید.... آهان! هنوز ۸۷ نشده؟ خب! باشه. بعدا می ذارم اونم اگه خدا بخواد!
این لباسو مامانا (مامان بزرگ مامانم) برام دوخته! بامزه است! نه؟
اینم تختخوابمه که دیگه داره برام کوچیک میشه! پارچه جون من رو هم که حتما می شناسید! اونم تو عکس هست! ۲تا دونه هم هست! می بینیدشون؟!

این عکس من (صبا) و بابابزرگمه در یک پارک در اصفهان (خرداد ۸۶) که کلی هم بهمون خوش گذشت! جای نی نی های اهل دل خالی!

آهان راستی صبا می خواست عدس نپخته بخوره مامان گفت باید بپزم. آورد و گفت: پز! پز!
ببینید چقدر دقت در این کار مهم و ضروریه!