تبليغاتX
صبا کوچولو

صبا کوچولو

در این وبلاگ در مورد صبا و شیرینکاری هایش می نویسیم! مثل یک دفتر خاطرات مصور!

درختی که من از آن بلندترم!

این هم یک درخت که صبا از آن بلندتر است...

 البته این نکته نباید باعث بشه که صبا دیگه بوف (غذا) نخوره! چون احتمالا این درخته هم یک روز با دیدن یه گلی یا یه چیز کوچولویی همین تصمیم رو گرفته که تا حالا همین قدی مونده!!

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/30ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا چادری می شود! به مناسبت هماهنگی با طرح اخیر نیروی انتظامی در مورد حجاب....

سلام

به مناسبت هماهنگی با طرح اخیر نیروی انتظامی در مورد حجاب صبا چادری می شود تا اعلام کنیم که این طرح کاملا فراگیر و جدی است! (البته بیخیال که این عکس مال ۵ ماهگی صباست و این طرح مال ۳ ماه اخیره و صبا الان یکسال و نیمش است!)

اما از شوخی که بگذریم امیدوارم که در آینده هم محجوب و متین باشی! انشاالله!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/20ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا با مشت گره کرده به فکر آینده کشاورزی ایران (نه برای دهان استکبار جهانی!)

سلام

این عکس نشان می دهد که از چه سنی و با چه میزان احساس مسئولیتی باید به فکر آینده مملکت بود: حالا کشاورزی یا دامداری یا ... فرق نمی کنه! باید به فکر بود!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

گذر عمر رو ببینید! پیر شدیم رفت!

سلام

عکس من رو در عید ۸۵ ببینید:

حالا مال عید ۸۶ رو هم ببینید:

مال ۸۷ رو هم ببینید.... آهان! هنوز ۸۷ نشده؟ خب! باشه. بعدا می ذارم اونم اگه خدا بخواد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

من در تختخوابم با لباسی که مامانا دوخته!

سلام

این لباسو مامانا (مامان بزرگ مامانم) برام دوخته! بامزه است! نه؟

اینم تختخوابمه که دیگه داره برام کوچیک میشه! پارچه جون من رو هم که حتما می شناسید! اونم تو عکس هست! ۲تا دونه هم هست! می بینیدشون؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/17ساعت 9:34 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا و بابابزرگ در باغ و بستان

 این عکس من (صبا) و بابابزرگمه در یک پارک در اصفهان (خرداد ۸۶) که کلی هم بهمون خوش گذشت! جای نی نی های اهل دل خالی!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا و عدس و لوبیا و ماش بازی...!

صبا به جای شن بازی در ساحل که در تهران امکانش نیست با عدس و لوبیا و ماش بازی می کنه و بعد هم با حوصله اونا رو از هم جدا می کنه تا مامانش یک کم نفس بکشه!!

آهان راستی صبا می خواست عدس نپخته بخوره مامان گفت باید بپزم. آورد و گفت: پز! پز!

ببینید چقدر دقت در این کار مهم و ضروریه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/13ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا با این لباس جدیدش ....

این لباسو دوست مامانم برام خریده. بهش هم گفتم: "مم" که یعنی "ممنون". کیف هم داره ببینید!Image and video hosting by TinyPic 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 10:53 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  |