تبليغاتX
صبا کوچولو

صبا کوچولو

در این وبلاگ در مورد صبا و شیرینکاری هایش می نویسیم! مثل یک دفتر خاطرات مصور!

ایست! ایست!

این عکس رو دختر عموی مامان صبا (زهرا خانم) از صبا گرفته. حیف که گفته رتبه کنکورش رو نگیم و الا اینجا جای خوبی بود که این مطلب رو اعلام کنیم. حالا انشالله وقتی قبول شد میام و یک Comment میگذارم که همه بفهمن!

اما اینجا صبا به کی داره ایست می ده؟ هر کی درست بگه برنده میشه و صبا بهش جایزه می ده! چی میده؟ اول شما جواب درست بدین! بعد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 9:26 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا و دوستش مانی میریان (که 72 ساعت از صبا کوچکتر است!)

صبا و مانی و باباهاشون رفته بودند توی حیاط خانه مامانا و چادر زده بودند و مشغول تفریح و بستنی خوردن بودند که خاله ندای شکارچی لحظات این عکسو گرفت!

مانی هم کارهای بامزه زیاد می کنه اما باباش وقت ندارند که مثل مامان بیکار صبا آنها رو مکتوب کنند و به اطلاع عموم برسونند. یکیش اینه که:

 یکروز در context تعمیر شیر آب خونه شون، تمامی المانهای جعبه ابزار رو که لای اسباب بازیهای دیگه اش قاطی پاطی شده بوده، دونه دونه آورده و به باباش داده! آفرین پسر!

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

آب نمی بینه و الا....

خب! اینم صبا خانم در حال آب بازی در تراس 2 وجبی خونه شون! اول جارو می زنه و تمیزش می کنه، بعد صندلی کوچولوش رو می آره و می شینه و آب بازی می کنه! البته اگر همسایه واحد3 بگذاره و زنگ نزنه و بگه: "داره شٌر و شٌر آب میاد! ملافه هامون کثیف شد!"

کیف این بچه چقدر کور شد اونروز! امان از آپارتمان نشینی که فرهنگش رو صبا و مامانش هنوز یاد نگرفتند!

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا می خواست بخوابه اما امان از لالایی های مامانش!

صبا دیشب داشت می خوابید و مامانش هم طبق معمول داشت لالایی (شب بخیر کوچولو) را می خواند. بالاخره حوصله صبا سر رفت و گفت : نموم! پیش پیش...! (ترجمه: تمومش کن. پیش پیش بکن!)

اینجاست که آدم با خودش فکر می کنه که چقدر سکوت در زمان خواب و استراحت از یک وزوز یکنواخت بیشتر به درد می خوره!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/24ساعت 9:26 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا روی زاینده رود در حال ماهیگیری با این کلاه مخصوص!

نمی دونید که ماهیگیری در وطن چقدر لذت بخشه البته اگه مجبور به خوردنش نباشی و بدونی که ناهار جوجه کباب داریم!

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/13ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

علاقه مفرط به آب بازی دیگه داره درد سر ساز می شه!

چند چشمه از این مساله رو خودتون ببینید و قضاوت کنید!

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/13ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  |