تبليغاتX
صبا کوچولو

صبا کوچولو

در این وبلاگ در مورد صبا و شیرینکاری هایش می نویسیم! مثل یک دفتر خاطرات مصور!

توی فکر یه سقفم!

۱- صبا دیگه به فکر سقف نیست (تبلیغ بانک مسکنه- از من نیست!) چون باباش براش یک خونه قشنگ خریده. البته لازم به یادآوریه که صبا حداقل ۱۶ بار به این دلیل از باباش تشکر کرد و هی گفت: مرسی! (آفرین به این دختر قدرشناس! امیدوارم همیشه این صفت رو حفظ کنی!)

۲- صبا وقتی میخواد شیرگاو بخوره به جای اینکه نق و نوق کنه (چون خیلی شیرگاو دوست نداره!) مدام پشت سر هم میگه: "نق-نوق". به عبارتی از بیان label این concept به جای انجام action هایی که اون رو بازنمایی می کنند, استفاده می کنه. اینم یک جور abstraction در فضای مفاهیم است! توجه دارید که؟

۳- صبا صبحها وقتی یک لحظه غافل میشه و مامانش فرصت پیدا میکنه و در میره و میره دانشگاه, میگه: "ای داد بیداد! مامانی درس!" و فورا میره یک کتاب میاره و ورق میزنه تا اون هم درسی خونده باشه و از کاروان علم و دانش عقب نمونه!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا و مانی بر تخت پادشاهی در منزل مامانا

اینجا خانه ماماناست: مامان یزرگ مانی و مامان بزرگ مامان صبا. جایی که :

۱- در آن منافع بچه ها به همه چیز ترجیح داره!

۲- هفته ای ۳ الی ۴ دست لباس برای بچه ها دوخته میشه!

۳- خانه امید همه است!

انشالله که خدا به صاحب این خانه سلامتی و برکت بده!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

اشکال نداره! طوری نیست!

صبا کوچولو:  

۱- هر وقت کاری بکنه که مشکوک باشه که عیب داره یا نه , فوری تسامح و تساهل پپشه می کنه و می گه: اشکال نداله! طلی نداله! (به جای اشکالی نداره! طوری نیست!)

۲- به وطنش هم میگه : اسنمون! (اصفهان)

۳- به نیما که انگشت پای صبا رو گاز گرفته(!) (وقتی صبا داشت از همه جا بیخبر شیر می خورد) هم می گه: نیما! پا نخور! بوف بخور!

۴- هر دو چیز مشابهی (از دو تا قابلمه شکل هم تا دو تا انگشت و دو تا دکمه) به هم می چسبونه و میگه آبالولی! (یعنیI Love you)

نتیجه اخلاقی: در واقع مهر و محبت رو در میان جمادات و نباتات هم میتونی احساس کنی, البته اگر مثل بچه ها مهربون باشی!

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/05ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  |