تبليغاتX
صبا کوچولو

صبا کوچولو

در این وبلاگ در مورد صبا و شیرینکاری هایش می نویسیم! مثل یک دفتر خاطرات مصور!

4 تا تولد و 4 تا کیک تولد

سلام

به دلیل درخواستهای مکرر آنهایی کیک تولد صبا خانم رو نخورده اند از اقصی نقاط جهان....  این عکس ها را گذاشتم اینجا!

می گویند: وصف العیش، نصف العیش! اینجا 4 تا وصف آمده و با محاسبه ساده ای می شود 2 تا عیش کامل! اینقدر شیرینی خوردن برای سلامتی ضرر دارد. بهتر است سریعا این Page را ترک کنید!!

اولین تولد در اصفهان دومین تولد در منزل مامانا (ولنجک) سومین تولد در خانه خودمان (امیرآباد) چهارمین تولد در منزل خودمان (امیرآباد)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/30ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا دیشب گفت....

سلام

صبا دیشب می خواست من میکی موس اش رو براش پیدا کنم آخه بابایی عکس برگردون میکی موس خریده بود و می خواست که هر دو رو کنار هم ببینه. من هم گفته بودم تا شامت رو نخوری نمی دم! صبا وقتی شامش تموم شد با عجله گفت: عالی بود! خسته نباشی! میکی موس بده!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/25ساعت 11:16 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا و اولین برف زمستانی

سلام

 صبا برف رو دوست داره، اما توی محیط گرم خونه و زیر کرسی! اینه که در این عکس خیلی خوشحال نیست و بعد از گرفتن این عکس فکر می کرد که باید بره و کفشهای عزیزش رو بشوره که برفی شده بودند.

اما توی این عکس دوم داره توی اتاق موش برفی می سازه (با سوزن ته گرد های رنگی! براش چشم و نغام (دماغ) گذاشته!)

این هم سازه های خلاقانه صباو مامانی است، دیگه!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/18ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

پيش-تولدي براي صبا در عيد غدير در اصفهان


اين است نشانه پايبندي به قولي که در پست قبلي دادم!

و اين هم عکسي از صبا در حال جمع آوري اسمارتيزهاي نارنجي روي  کيک تولد. حالا هنوز ۲۲ دي نشده. اما ما داريم تمرين مي کنيم!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

از اصفهان برگردیم....

سلام

صبا می خواد بره اصفهان. می خواد بره به وطنش! البته برای ۳ روز!!  انشالله وقتی برگرده عکسهای خوب و جالبی اینجا می ذاره. اما بذارید بگم که:

- اگر به حرف صبا گوش ندی وقتی داره حرف می زنه می گه: چرا گوش نمی دی؟!

-اگر دیر بیای وقتی باهاش قرار داری میگه: دیر کردی!؟

-اگر ازش سوال کنی و شک داشته باشه میگه: فد دنم .... (فکر کنم...)

و از همه مهمتر اینکه: فکرها و تصمیمهاش رو، مرحله به مرحله به زبون میاره تا بتونی دیباگش کنی! یعنی مثلا میگه: برم ماژیک بیارم آینه نقاشی کنم! و خوبی این ویژگی اینه که میشه قبل از عملی کردن این نقشه، رای رو عوض کرد و به جای آینه، دفتر نقاشی رو پیشنهاد کرد!

خدا رو شکر که خیلی دختر خوب و عاقلی داریم. هزاربار شکر! 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  |