صبا خانم مریض شده و سرفه می کنه.
آقای دکتر شربت بسیار تلخ برم هگزین که معرف حضور بزرگترها هست رو تقدیم کردند. صبا خانم هم نخوردند و مامانی داشت فکر می کرد چه ترفندی به کار ببره...؟
یکدفعه یاد مکانیزم پاداش دهی افتاد! برم هگزین در مقابل شکلات توپی ! چه معامله خوبی! خیلی هم خوب جواب داد و صبا خانم مثل خانمهای بافرهنگ بدون هیچ مشکلی در حالیکه شکلات توپی را در دست داشتند پذیرفتند که دارو را بخورند.
باز هم آفرین و صد آفرین به سازندگان شکلات توپی که جور بی هنری دکترهای دارو ساز را می کشند! البته توهین نشود ولی آخه دارو برای بچه ها ساختن هم مثل هر چیز دیگه ای هنر می خواد!
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/11/28ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!
|
یک عکس قشنگ با هنرمندی صبا خانم و شکار لحظه ها توسط آقا پیروز!

حالا بشنوید از صبا خانم و سوال های با مزه اش: یک روز توی ترافیک مونده بودیم و صبا هم خیلی حوصله اش سر رفته بود و دوست داشت زودتر برسه به خونه! شیشه ماشین هم بخارگرفته بود، صبا شیشه را یک کم پاک کرد و بیرون رو نگاه کرد! دم یک مغازه میوه فروشی بودیم.... یکدفعه صبا پرسید: چرا چسبیدیم به پرتقالها، نمیریم خونه!؟
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/11/24ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!
|
دیشب بابای صبا به صبا پیشنهاد کرد که بره بغل مامانی! (از کیسه خلیفه بخشیدن همینه ها!) اما صبا گفت: مامانی خسته میشه، با پام می رم!
آفرین به این دختر گل که وقتی می خواد یک کاری رو بکنه یا نکنه، می گرده و یک علتی براش پیدا می کنه و منتی بر سر هر کی دم دستتش بیاد میذاره! شوخی کردم! صبا بعدا اینو بخونه با خودش میگه: خوبی کردن به این مامان الهام نیومده بوده!
+ نوشته شده در سه شنبه
1386/11/16ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!
|
یکروز مامانی زنگ زد خونه که ببینه صبا داره چیکار می کنه؟ صبا اومد گوشی رو گرفت و گفت: کچل بشم و مدرسه نرم, بوف نمی خورم!
این یعنی اینکه: صبا می داند که غذا نخوردن موجب ریزش مو شده (چون صبا عاشق موی بلند است) و در ضمن می داند که سوء تغذیه انسان را از مدرسه رفتن هم باز می دارد اما چه کند که با توجه به دستپخت فاجعه مامانی چاره ای جز این تصمیم ندارد!!
این عکس ربطی به غذا نخوردن نداره ولی قشنگه!
اینم یک عکس از شل و کوفته هایی که مامانی می پزه و با تزئینات جورواجور سعی می کنه به صبا خانم ارائه بده! باشد که قبول افتد و در نظر آید!

+ نوشته شده در دوشنبه
1386/11/08ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!
|