تبليغاتX
صبا کوچولو

صبا کوچولو

در این وبلاگ در مورد صبا و شیرینکاری هایش می نویسیم! مثل یک دفتر خاطرات مصور!

صرف هزینه پوشک برای امور فرهنگی از اردیبهشت ماه!

صبا خانم به لطف خدا مرحله Transition از لاستیکی پوشیدن به نپوشیدن را به راحتی و تنها به یک بار خطا گذراندند و اکنون دیگر مثل خانمهای بافرهنگ! هزینه پوشک و لاستیکی را به امور فرهنگی و کتاب و کتابخوانی اختصاص داده اند.

باز هم بارها خدارو شکر که اینقدر ساده و تمیز! سپری شد.

راستی صبا داره می ره یونان! وقتی برگرده میشه Sabaious Majdious و انشالله عکسهای قشنگ و خاطراتش از دیدار با Yanni رو اینجا می ذاره!!

خدانگهدار و به امید دیدار!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 10:42 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

نمایش عروسکی دیدن!

سلام

صبا و باران با هم رفتند به تماشای نمایش عروسکی در پارک لاله! چه کار خوبی بود و از مامان باران به خاطر این ایده قدردانی می شود! نمایش جالبی بود و بچه ها با همکاری هم به غول آلودگی (که انصافا از فیلم ترسناکهای هالیوودی هم ترسناکتر گریم شده بود) فوت کردند و شهر، گلها و پروانه ها رو نجات دادند!!

اولا همکاری و ثانیا انجام یک کار بزرگ دو نکته ای بود که صبا تا چند روز با اشتیاق به هرکسی که می رسید (و دوستش داشت) با ادبیات خاص خودش براش تعریف می کرد.

اینم یک عکس پس از مراسم غول-فوتینگ! در پارک لاله:

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

بالاخره روسری خوبه یا لاک بده؟!

بابای صبا خانم از ممالک فرنگیه برای صبیه خانم (همان صبولی سابق) یک عدد روسریC&A و یک عدد لاک ناخن اصلDior به مبالغ بسیار گزاف سوغات آورده اند. از ایشان تشکر می شود اما (با اندکی اغماض) با مجموع پولی که برای اینها پرداخت شده می توان چندین مدرسه مجهز در مناطق محروم تاسیس نمود!!

حالا لاک ناخن در infiniry+ و روسری در infinity- هستند, به ما زیاد مربوط نیست و اینکه - و + اینجا چی هستند هم همینطور!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

پولهای عیدی ام کو؟

صبا دیروز یاد پولهای عیدی اش افتاده بود. پرسید: پولهای خودم کو؟ من هم 1 عدد دو هزاری و 1 عدد پنج هزاری دادم بهش. اما گفت همش رومی خوام. همش رو!

گفتم: توی بانکه. گذاشتم که گم نشن.

اما صبا گفت: پولها دارن میگن: بیا ما رو ببر، بیا ما رو ببر!! (با اندوهی در پس زمینه!)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت 9:9 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

دو عکس بدون شرح!

انگشت حیرت!!

صبا روی مبلی که عمو مهدی خریده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/01ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  |